مرتضى راوندى

775

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

درفش يا پرچم در بين سپاهيان ايران چه در دوران قبل از اسلام و چه در عهد بعد از اسلام « درفش » و « پرچم » مقام و ارزش خاصى داشت . در فروردين‌يشت ( كردهء 9 ، بند 27 ) راجع به درفش چنين آمده است : « فروهرهاى نيك تواناى پاك مقدس را مىستاييم كه لشكر بىشمار بيارايند كه سلاح به كمر بسته با درفشهاى برافراشتهء درخشان به در آيند . . . » « . . . در شاهنامهء فردوسى مكرر از درفشهاى سلاطين و سرداران ايران ذكرى به ميان آمده است . ولى از بين همهء درفشها و پرچمهاى مندرج در شاهنامه ، درفش كاويان مهمتر است . و در واقع مظهر فتح و ظفر ايرانيان در دورهء پيش از اسلام بوده است . داستان مبارزهء كاوه در شاهنامه چنين آمده است : وز آن چرم كاهنگران پشت پاى * بپوشند هنگام زخم دراى همان كاوه آن ، بر سر نيزه كرد * همان گه ز بازار برخاست گرد بياراست آن را به ديباى روم * ز گوهر برو پيكر از زرّ بوم فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش * همى خواندش كاويانى درفش سپهدار توس آن كيانى درفش * اباكوس و پيلان و زرينه‌كفش در تاريخ طبرى مىخوانيم : « . . . گودرز بفرمود تا هرسرهنگى علم خود برپاى كردند . در خراسان ابو مسلم پرچم سياه برگزيد . » پس از تشكيل حكومتهاى مستقل در ايران ، هريك از سلاطين برحسب ميل ، رنگى يا علامتى خاص براى پرچم برمىگزيدند . چنان‌كه سلطان مسعود غزنوى نقش بيرق خود را شير انتخاب كرد . بيرق سلطان سنجر سياه ، و چترش سفيد بود . بيرق چنگيز داراى نه دم گاوميش سفيد بوده است . » « 1 » كلاويخو در سفرنامهء خود در پيرامون سفارت به دربار امير تيمور ذكر مىكند كه « بر روى ديوار يكى از عمارات سمرقند نقش شير و خورشيد ديده است . ولى ذكرى از بيرقهاى امير تيمور ننموده است . » « 2 » از اوايل دوره اسلامى ، شعرا زمينه را براى آن‌كه شير و خورشيد مظهر و نمايندهء سلطنت و اقتدار و شكوه دستگاه پادشاهى شود آماده مىكردند . منوچهرى در مدح سلطان مسعود او را به شير تشبيه مىكند : بيش از همه شاهانست در ماضى و مستقبل * بيش از همه شيرانست از شيرى و بسيارى

--> ( 1 ) . حميد نيرنورى ، تاريخچهء بيرق ايران ، دانشگاه تهران ، 1344 ، ص 18 به بعد . ( 2 ) . همان ، ص 68 .